عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
671
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اوثان و سر ايشان جالوت ، اين است كه رب العالمين گفت - فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ پس طالوت دختر بوى داد ، تحقيق عهد خويش را ، اما نيمهء ملك و مال بنداد ، و بداود حسد برد و قصد كشتن وى كرد ، داود از وى بگريخت و بدهى از آن دههاى بنى اسرائيل فرو آمد ، پس طالوت پشيمان شد و طلب توبه كرد ، زنى بود از قدماء بنى اسرائيل كه نام اعظم دانست ، بنزديك وى شد و توبت خواست ، آن زن گفت - توبت تو آنست كه با اهل مدينه بلقا تنها قتال كنى ، اگر آن مدينه بدست تو گشاده شود يا تو كشته شوى ، نشان قبول توبهء تو باشد . طالوت رفت و با ايشان قتال كرد ، بدست ايشان كشته شد . گويند كشندهء طالوت خال داود بود - كان جبارا من الجبابرة ، يبلغ راسه السحاب و قتل طالوت بعد از قتل جالوت بود بهفت سال ، پس بنو اسرائيل رو بداود نهادند و بوى مجتمع شدند و ملك بر وى قرار گرفت ، و داود را از دختر طالوت اكسالوم زاد كه قصد كرده بود كه ملك از پدر بستاند ، و پس از آن داود زن اوريا را بزنى كرد ، تا او را سليمان زاد ، پس آنكه اوريا كشته گشت ، و آتاه اللَّه الملك و الحكمة ، اللَّه تعالى داود را ملك داد بر دوازده سبط بنى اسرائيل ، و همه بر وى مجتمع شدند كه هيچ پادشاه ديگر را هرگز چنان مجتمع نشده بودند و حكمت داد او را ، يعنى پيغامبرى و كتاب خداى - زبور . هر گه كه داود زبور خواندى وحوش بيابان و مرغان هوايى سماع ميكردند ، و چندان بمردم نزديك مىشدند ، كه دست بر گردنهاشان مىنهادند و خبرشان نه ، و بسماع قراءت او آب روان بر جاى بايستادى ، و باد فرو گشاده ساكن شدى . وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ - و او را در آموخت زره كردن از آهن ، پولاد بدست وى آهن نرم بود ، از آن زره بافتى بى آتش . و روايت كردهاند از ابن عباس در تفسير اين كه وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ گفت - داود را سلسله داده بودند ، يك طرف آن در آسمان با مجره بسته و ديگر طرف بصومعه داود پيوسته ، در هواء ، و هيچ حادثه پديد نيامدى كه نه آن سلسله در جنبش افتادى ، و سلسله از آن ظاهر گشتى ، كه داود آن حادثه بدانستى ، و هيچ بيمار و آفت رسيده آن سلسله نپاسيدى ، كه نه در حال شفا يافتى . و بعد از داود روزگارى بر جاى بود هيچ دو خصم به نزديك آن سلسله نشدندى ، كه نه در